تبلیغات
پسری از سیس
01:33 ب.ظ
109
بهشت عاشقی

 مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کندکسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند خیال می‌کند که دیدن

                       تو قسمتش شده همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند.


                                          

آقای من! روزی تو به دیار ما آمدی غریب الغربا بودی و ما ...چه بد میزبانی کردیم.مرا ببخش آقا جان

که همیشه غمها ودلتنگی‌هایم راپیش تومی آورم.آقای من!می خواهم اززائرانی بگویم كه دلشانان

را روانه ی جاده ها میکنند تا نفسی در هوای ملکوتی آستانت نفس بکشند...آقاجان!می‌خواهم از

سنگ فرش آستان مقدّست بگویم كه سجده‌ گاه عاشقان جهانی شده؛ ازكبوتران عاشقی كه

گردآگردحرم پاك تو می‌چرخند و تو را طواف می‌كنند؛ از نسیم بگویم که بیرق گنبدت را بوسه باران

می‌كند و عطر دلربای تو و اشك تمنای زائرانت را به اوج افلاك می‌برد.آقاجان! می‌خواهم از آسمان

بگویم كه هرثانیه به ثانیه نفسش ازتوجان میگیرد.ای آفتاب مهربانی!می‌خواهم از خورشید بگویم

كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می‌زند و از ضریح تو نور می‌گیرد. ای هشتمین

خورشید! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را می‌شكندو خاك پایشان را به

سینه زخم‌آلود خود می‌زند كه عمری است از طواف تو جا مانده است.خوش به حال رواق‌ها، درها

و دیوارهایی كه از نفس مهمانانت پِر می‌گیرند و به ضریح پاك تو می‌رسند.خوش به حال مناره‌ها و

كاشی‌ها یاعلی بن موسی الرضا! از راه دور به بهشت عاشقی تو چشم دوخته‌ایم تا از جام

كرامتت جرعه‌ای بنوشیم. کاسه ی گدایی ما را خالی برنگردان! .....الهی آمین...




طبقه بندی: اهل بیت، حرف دل، عاشوراومهودویت، خدا،
برچسب ها: یاامام رضا، یاضامن اهو، مهدویت، عاشورا، خدا، دردودل، حرم،