تبلیغات
پسری از سیس
12:31 ب.ظ
80
آسیب شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی

آسیب شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی 

 

مهدویت به عنوان نهایت و غایت بشریت مهم ترین و اساسی ترین مساله ای است که هر انسانی باید در مقابل آن تأمل و تفکر کرده و راه و هدف خود را انتخاب و در این مسیر و سلوک قرار بگیرد. بدیهی است مهدویت آنی و دفعی نبوده و یک باره اتفاق نخواهد افتاد. بلکه مسیری است بس طولانی که هر کس و هر ایده ای سازنده و هادی قسمتی از این راه است. راهی که شناخت آن دشوار و بیراهه ها و رنج و شکنج آن بسیار است.



مسأله پراهمیت منجی و غایت هستی موضوعی است کاملاً جهان شمول که هیچ وجودی از آن مستثنی نیست. انسان به عنوان اشرف مخلوقات همیشه و در همه حال سعی کرده ایده و طرح زندگی خود را بر اساس این موضوع ارائه دهد و بر اساس آن دنیای درون را پشت سر گذاشته و گام در سرای ابدی بگذارد.
انسان های اهل فکر و آینده بین پی به مسؤولیت خطیر خود برده و همیشه سعی کرده اند تا وظیفه خود را درهر کجایی از زمان و مکان که هستند نسبت به منجی و غایت هستی انجام دهند. اسلام به عنوان کاملترین دین و بهترین توشه در اختیار بشریت قرار گرفته تا انسان های آزاده با انتخاب این دین ناب، به رستگاری ابدی نایل گردند.
 
 
ادامه در ادامه مطلب....
موضوع منجی و مهدویت با چهره ها و ظاهر و باطن های مختلف و توسط مکاتب متفاوت ارائه شده و انتخاب حقیقت و واقعیت را برای بشریت بسیار سخت کرده است. مهدویت هایی با ظاهرهایی زرین و پر زرق و برق به وجود آمده که چشم بسیاری از انسان های ساده لوح را گرفته و آن ها را به جمود کشانده است. ایده و اصولی که امروزه عملاً و صراحتاً توسط بسیاری از دشمنان اسلام، ارائه شده و می شود همگی چون ویروس هایی، مهدویت اسلامی و انسانی را با مخاطراتی رو به رو کرده و بعضا ضربه های مهلکی را به پیکره آن وارد کرده است. تبلیغات و تحریف و تخریب حقایق، امروزه کم تر بشری را گرفتار خود نکرده و دامنه آن تقریبا همه افکار را در برگرفته و چشم بسیاری از کوته بینان را کور کرده است. بر این اساس در مجال زیر در پی پاسخ گویی به این پرسش هستیم که در فرآیند جهانی‌شدن چه چالش‌هایی فرهنگ مهدوی را تهدید می‌کند؟ و این که چه آسیب هایی در این فرآیند درون فرهنگی است و چه فرصت هایی در آیین مهدوی قابل استفاده است.


آسیب شناسی فرهنگ مهدوی در عصر جهانی شدن


واژه آسیب شناسی شناخت موانع و چالش های بالقوه و بالفعل است که در فرآیند جهانی شدن، فرهنگ مهدوی را مورد مناقشه قرار می دهند. منظور از چالش، همان معنای مصطلحی است که در علوم سیاسی و روابط بین الملل به کار رفته و شامل هرگونه مخاطره، مشکل، درگیری، زد و خورد، تهدید و ... است که همه تهدیدات نرم و فیزیکی را در بر می گیرد.


از مفهوم جهانی شدن تعریف مشخص و معینی ارائه نشده و هرکس از دید خود به آن نگریسته است؛ اما تعریفی مورد توجه در این موضوع تعریفی است که توسط یان آرت شولت ارائه شده است. وی از جهانی شدن با عنوان «فوق قلمرو گرایی» یاد می کند و آن را معادل مفاهیمی چون جهانی، فرا جهانی و فرامرزی قرار می دهد. بر اساس تحلیل شولت جهانی شدن نوعی تغییر گسترده در ماهیت فضای اجتماعی است.
انتشار گسترش ارتباطات فوق قلمرو موجب پایان یافتن قلمرو گرایی، یعنی وضعیتی که در آن جغرافیای اجتماعی کاملاً مربوط به یک قلمرو یا سرزمین است، خواهد شد. اما دیگر کل جغرافیای ما را تشکیل نخواهد داد.


  چالش‌ها در حوزه عناصر فرهنگ مهدوی


 تهدیدات فرهنگی در درجه اول، ناظر به عناصر فرهنگ مهدوی یعنی مبانی اعتقادی و باورها، ارزش‌ها و هنجارها و... هستند.


الف. در بعد باورها


در این بعد مهم‌ترین بخش مسائلی است که به هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان‌شناسی مرتبط است. نوع پاسخ جهانی ‌شدن به این گونه سؤالات به نگرش جریاناتی بستگی دارد که بر فرآیند جهانی‌شدن سوار شده و افسار آن را به دست می‌گیرند. در شرایط کنونی دو جریان اصلی مدرنیزم و پسامدرنیزم بیش از سایر جریانات، متولّی امر جهانی‌شدن هستند و به همین سبب در تعارض آشکار با فرهنگ مهدوی قرار می‌گیرند؛ برای مثال یکی از مهم ترین ویژگی های هستی شناسی مدرنیزم، فردگرایی است.


فردگرایی یعنی نفی هرگونه اصل عالیه و برتر از فردیت. یعنی خودداری از پذیرفتن یک اقتدار برتر از فرد و نیز یک معرفت برتر از عقل و استدلال فردی؛ بنابراین، در اندیشه مدرن، انسان محوری جایگزین خدامحوری می‌شود. از سوی دیگر پست‌مدرن‌ها نیز معتقدند هیچ حقیقت عالی و غایت متعالی برای زندگی وجود ندارد.


لذا در هر دو دیدگاه مسائلی هم چون بعثت پیامبران و هدایت اولیای الهی و در رأس آن، امامت امام عصر(عج) مورد تردید قرار می‌گیرد که در تعارض آشکار با هستی شناسی مهدوی است. در بعد معرفت شناختی یکی از اصلی ترین اصول مدرنیسم، خردگرایی ابزاری است. خردگرایی ابزاری که در مسیر تکاملی خویش، به پوزیتویسم منطقی و سپس به ابطال‌گرایی منتهی می‌شود، جز به معرفت تجربی بها نداده و به نفی هر گونه شناخت متافیزیک و ماورایی دلالت دارد که با نگرش مهدوی در تضاد و تعارض قرار می‌گیرد؛ هم چنین از نگاه پست مدرنیستی، گرایش به نوعی تکثرگرایی مشاهده می‌گردد که هرگونه مطلق‌گرایی و فراروایت گرایی را نفی می‌کند.


در واقع در این دیدگاه، چه دانش را محدود به ساختار زبان بدانیم و چه تأکید بر فضای گفتمانی داشته باشیم، هیچ حقیقت ثابت و بنیاد دینی وجود ندارد و همه چیز حتی دانش نیز محصول تفسیرهای ماست. با این وصف، پست مدرنیزم یا قائل به هیچ حقیقتی نیست یا هر چه که فرهنگ های مختلف بیان می کنند را برداشتی از حقیقت می داند.


این نگرش، به گونه ای، اساس و شالوده فرهنگ مهدوی را نشانه می‌رود؛ زیرا در نگرش مهدوی همه چیز از باورهای یقینی و قطعی سرچشمه می‌گیرد و وجود خدا، پیامبران و امامان معصوم(ع) خصوصاً آخرین آن‌ها که زنده و ناظر است  قطعی و بلاشک است. در نتیجه، فرهنگ مهدوی نیز همانند هر فرا روایت دیگر سوژه نقد پسامدرنیسم قرار می‌گیرد.


بدین سان جهانی شدن تحت تأثیر نگرش‌های پست مدرنیستی، تنوع طلبی و تردید را وارد فضای فرهنگی جوامع شیعی کرده و به ترویج آن می‌پردازد. این در حالی است که در فرهنگ مهدوی، مؤمن حقیقی کسی است