تبلیغات
پسری از سیس
12:36 ب.ظ
82
مهدویت پس از عاشورا

 مهدویت پس از عاشورا

اندیشه ی مهدویت در طول تاریخ در بین شیعه به طور خاص ودر میان تمام مسلمانان به طور عام وهمچنین با نام منجی در میان تمام ملل وجود داشته است، اما در مواقعی كه ظلم وستم ورنج مردمان افزون بر طاقتشان می شده نمود و بروز دیگری می یافت. ادعای دروغین مهدویت موضوعی است كه همیشه جامعه ی اسلامی و به خصوص شیعی را دچار تشتت و آسیب می كرده است.
این ادعاها كه امروزه و هر چه به ظهور نزدیكتر می شویم پررنگتر و بیشتر می شود، سابقه ای به طول خود اسلام دارد. اولین نشانه های ادعای مهدویت را می توان پس از واقعه عاشورا مشاهده كرد.

ادامه در ادامه مطلب...

حادثه ی عظیم عاشورا ضربه ی خرد كننده ای بر پیكر شیعه وارد كرد و با انعكاس آن در سراسر سرزمین اسلامی رعب و وحشت شدیدی در جامعه اسلامی بر پا كرد. در آن روزگار محبوبتر ونزدیكتر از امام حسین(ع) نزد پیامبر وجود نداشت وهمگان بر این موضوع آگاهی داشتند، به خصوص كسانی كه پیامبر را درك كرده و از تابعین بودند. پس از آن بود كه با توجه به نحوه ی شهادت امام و یارانش و اسارت اهل بیت پیامبر توسط امویان مردم ازعمق ستمگری وظلم ایشان اطلاع یافته و دریافتند كه یزید در راه تثبیت پایه های حكومتی خود از هیچ جنایتی دریغ نمی كند. واقعه حره پس از عاشورا وسركوب مردم مدینه توسط سپاه یزید اختناق را در كل جامعه ی اسلامی به نهایت خود رساند. حكومت خلفای بعدی اموی همچون معاویه بن یزید، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان، و ولید بن عبدالملك هم با خشونت و اختناق شدید همراه بود. این شرایط سخت بود كه شخصی جاه طلب چون عبدالله بن زبیر را به فكر خلافت انداخت. او بااستفاده از كاهش محبوبیت امویان در جامعه سلامی ادعای خلافت كرده و توانست در مدینه عد ه ای را به دور خود جمع كند. همین شرایط سخت واختناق شدید بود كه زمینه ی ظهور یك منجی را در بین مردم به خصوص شیعیان كه در مركز تهدیدات قرار داشتند، ایجاد كرد. شهادت امام حسین(ع)تاثیر شگرفی برعواطف مذهبی مردم ونیز بر آینده شیعه گذاشت؛ به طوریكه حتی عده ای تاریخ ظهور شیعه را این دوره می دانند، گر چه این نظر چندان صحیح نمی رسد. مردم كوفه كه از عدم همراهی فرزند پیامبر در برابر دشمنان نادم وپشیمان بودند، پی به غفلت و كوتاهی خود در حمایت از نواده ی پیامبربرده وبرای توبه از این غفلت بزرگی راهی جز انتقام خون حسین(ع) برای خود ندیدند. رهبری این گروه كه خود را توابون (توبه كاران) می نامیدند بر عهده ی سلیمان بن صردالخزایی بود وهسته ی اولیه ی آن را صد نفر از شیعیان ومعتمدین حضرت علی(ع) تشكیل می دادند.

تشكیل این گروه توابون را می توان اولین بازتاب عملی واقعه كربلا پس از یك مدت دوره ی فترت دانست. با مرگ ناگهانی یزید شرایط به نفع ایشان تغییر یافت. آنها توانستند در ابتدا حمایت 16000 نفر را كه در میانشان علاوه بر كوفیان مردم بصره و برخی قبایل دیگر حضور داشتند، به دست بیاورند. اما هنگام رویارویی باز هم داستان آن روزها تكرار شد و در نهایت تنها 3000نفر در مقابل سپاه سی هزارنفری عبیدالله بن زیاد شركت كردند. سرانجام با كشته شدن بیشتر رهبران نهضت، باقیمانده ی توابون به سمت كوفه باز گشتند.

در این اوضاع واحوال دركوفه مختار بن ابوعبیده الثقفی كه از پیروان متعهد اهل بیت در كوفه بود، برای خونخواهی امام حسین دست به تشكیل نیروی نظامی زد. در ابتدا او توابون را به شركت در نیروی او و جلوگیری از هرگونه عمل شتابزده دعوت كرد اما ایشان اورا نپذیرفتند. زیرا تمام انگیزه های نهفته در دعوت او برایشان آشكار نبود. در صورتی كه توابون در حقیقت تنها یك هدف خالص را دنبال می كردند و آن انجام وظیفه ای كه روزی در برابر آن كوتاهی كرده بودند.

در مورد شخصیت و ویژگیهای مختار اختلاف شدیدی وجود دارد. برخی او را جاه طلب وبرخی او را معتقد ودوستدار اهل بیت می دانند. از اینرو در مورد اقدامات او و واكنش حضرت امام سجاد(ع) به آن بحثها و تعبریات گوناگونی وجود دارد. اما چیزی كه در این میان وجود دارد این است كه او در سال 66 هجری قیام خود را با شعار «یا لثارات الحسین» (ای خون‌خواهان حسین) آغاز كرد. وحتی می بینیم كه پس از كشتن بسیاری از قاتلان كربلا به خصوص سر عبیدالله بن زیاد را نزد حضرت علی بن الحسین (ع) می فرستد. مختار برای قیام خود نیازمند حمایت اهل بیت بود. او در حجاز تماسهای مكرری با حضرت زین العابدین گرفت اما نتوانست او را به رهبری قیام خود ترقیب كند.

مختار پس از ناكامی در جلب حمایت علی ابن الحسین(ع) به سمت فرزند دیگر حضرت علی(ع) محمد ابن الحنفیه رفت و قیام خود را به نام او آغاز كرد. او به این وسیله توانست اعتماد مردم عراق را به دست بیاورد. در این زمانی بود كه عبدالله ابن زبیر در برآورده كرده خواسته های عراقیان به خصوص در زمینه ایجاد عدالت بین ایشان موفق نبود و مردم این دیار با توجه به شرایط موجود به سمت مختار رفتند. با توجه به حركات این دو می توان پی به خواسته جامعه اسلامی كه رهایی از حكومت امویان بود، برد. این خواسته و نیاز در بین اهل عراق و كوفه بیشتر بود و همین نیاز بود كه موجب دعوت از امام حسین(ع) شد.

مختاربا توجه به ظلم وتعدی امویان و شرایط آن دوران واز بین رفتن حكومت و روحانیت خاندان بنی هاشم در بین مردم، با تبلیغات خود توانست محمد بن الحنیفه رانه تنها به عنوان امام از نسل علی(ع) بلكه با نام مهدی موعود معرفی كند. این اولین ادعای مهدویت در طول تاریخ بود كه نشان از عمق اندیشه ی مهدویت در جامعه اسلامی آن روز است كه پیامبر توانسته بود در بین مردم ایجاد كند و ائمه دیگر هم این اندیش