تبلیغات
پسری از سیس
11:41 ق.ظ
87
شعر و درد دل با امام زمان



 

روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی
خلیلِ آتشین سخن ، تبربه دوشِ بت شِکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
از ابتدای هفته ام در انتظار جمعه ام
چه جمعه صبح و ظهر،نه،غروب شد نیامدی

 




طبقه بندی: خدا، امام زمان، حرف دل، عاشوراومهودویت،
برچسب ها: خدا، دردودل، امام زمان، مهدویت، عاشورا، عاشوراومهدویت، پسری از سیس؛جایی به نام وبلاگ، دلنوشته،